محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6605

تاريخ الطبرى ( فارسي )

شجاعت ياران وى و صبوريشان بر رنج زخمها و ثبات گروه كمى از ايشان در مقابل جمع بسيارى از زنگيان خرسند شد . بگفت تا ياران خويش را ببرد كه در خطر نباشند و محفوظ بمانند ، به آنها چيز داد و با آنها نكوئى كرد و به اردوگاهشان بازشان گردانيد . موفق در كار بند مصر بود و پيوسته همراه ياران لؤلؤ و ديگران با ياران خبيث كه مدافعان بند بودند نبرد مىكرد و فعلگان براى ويران كردن آن مىكوشيدند ، با فاجر و پيروانش از چند سوى نبرد مىكرد خانه هاشان را مىسوخت و جنگاورانشان را مىكشت و گروه پس از گروه از سرانشان از وى امان مىخواستند . در ناحيهء نهر غربى براى خبيث و ياران وى زمينهايى مانده بود كه در آن مزرعه ها و سبزه زارها داشتند . بر نهر غربى دو پل بود كه از آن به طرف زمينها عبور مىكردند . ابو العباس از اين واقف شد و آهنگ آن ناحيه كرد ، در اين باب از موفق اجازه خواست كه به وى اجازه داد و دستور داد از غلامان و ياران خويش مردان دلير را برگزيند . ابو العباس چنان كرد و سوى نهر غربى رفت و زيرك را با گروهى از ياران خويش در غرب نهر كمين نهاد ، رشيق غلام خويش را نيز بگفت كه با جمعى از دليران و نخبگان اصحاب خويش سوى نهر عميسيان رود كه به هنگام غفلت از پشت زنگيان درآيد و در آن زمينها به زنگيان تازد . به زيرك دستور داد ( 652 كه وقتى ديد كه زنگيان از مقابل رشيق هزيمت شدند به مقابلهء آنها رود . ابو العباس با چند كشتى كه جنگاوران نخبه در آن نهاده بود در دهانهء نهر - غربى بماند ، از غلامان سپيد و سياه خويش تعداد كافى همراه داشت . وقتى رشيق در شرق نهر غربى بر فاجران نمودار شد آنها را هراسان كرد كه به آهنگ عبور به غرب نهر برفتند و مىخواستند سوى اردوگاه خويش بگريزند . وقتى ابو العباس آنها